نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۴ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

باز عزم شراب خواهم کرد

ساز چنگ و رباب خواهم کرد

آتش دل چو آب کارم برد

چاره ی کار آب خواهم کرد

جامه در پیش پیر باده فروش

رهن جام شراب خواهم کرد

از برای معاشران صبوح

دل پر خون کباب خواهم کرد

با بتان اتّصال خواهم جست

وز خرد اجتناب خواهم کرد

بسکه از دیده سیل خواهم راند

خانه ی دل خراب خواهم کرد

تا دم صبح دوست خواهم خواند

دعوت آفتاب خواهم کرد

بجز از باده خوردن و خفتن

توبه از خورد و خواب خواهم کرد

همچو خواجو ز خاک میخانه

آبرو اکتساب خواهم کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر اشتیاق شاعر به نوشیدن شراب و لذت بردن از زندگی است. او می‌خواهد با موسیقی و زیبایی‌های دنیا از غم و درد دل خود فاصله بگیرد و از سادگی و عقل دوری کند. شاعر در عین حال به جمع دوستان و معاشرت با آن‌ها تأکید دارد و می‌خواهد تا صبح از عشق و محبت صحبت کند. در نهایت، او اعلام می‌کند که تصمیم دارد به جز نوشیدن و خوابیدن، از هر چیز دیگری دست بکشد و مانند خواجو، اعتبار و آبروی خود را از میخانه به دست آورد.