شمارهٔ ۱۹۸ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
با عقیق لب او لعل بدخشان کم گیر
با گل عارض او لاله ی نعمان کم گیر
سخن سرکشی سرو سهی بیش مگوی
قد یارم نگر و سرو خرامان کم گیر
با وجود لب لعل و خط مشک آسایش
یاد ظلمت مکن و چشمه ی حیوان کم گیر
شب تاریک اگرت وصل میسّر گردد
با رخش چشمه ی خورشید درخشان کم گیر
میلت ار جز بتماشای گلستان نکشد
در جمالش نگر و طرف گلستان کم گیر
غمزه اش بین و دگر شوخی عبهر کم گوی
خط سبزش نگر و سبزه ی بستان کم گیر
وصل آن حور پریچهره گرت دست دهد
نام جنّت مبر و ملک سلیمان کم گیر
گوش بر قول مغنّی کن و بر طرف چمن
صبحدم نغمه ی مرغان خوش الحان کم گیر
خواجو این منزل ویرانه باندازه ی تست
از اقالیم جهان خطّه ی کرمان کم گیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به تمجید از زیبایی و جذابیت محبوبه پرداخته و به جایگاه او در دل شاعر اشاره میکند. شاعر از معشوق خود با عبارات زیبایی یاد میکند و او را به عنوان گل و سرو وصف میکند. او به این نکته اشاره دارد که زندگی را با زیباییهای محبوبش پر کند و از یادآوری غمها و تاریکیها بپرهیزد. در نهایت، شاعر توصیه میکند که از زیباییهای دنیا بهرهبرداری کند و به لذتهای ساده زندگی اهمیت دهد. او از زیباییهای طبیعی و هنری نیز سخن میگوید و به آرامش و شادی که این زیباییها به انسان میدهند، اشاره دارد.