نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۰ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

برافکن سایبان ظلمت از نور

که یاد از روی خوبت چشم بد دور

رخت در چشم ما نورست در چشم

نظر بر طلعتت نور علی نور

بیاقوتت برات آورده سنبل

ز ریحان تو در خط رفته کافور

ترا بر جان من فرمان روانست

که سلطان آمرست و بنده مأمور

بهشتی روی اگر در گلشن آید

تو پنداری که این خلدست و آن خور

گرم روی زمین گردد مصوّر

نبیند ناظرم جز روی منظور

ز بادامش حریفان نیمه مستند

ولی آن ماهرخ در پرده مستور

ز لعلش بوسه ئی می خواستم گفت

نباید داد شیرینی برنجور

از آن خواجو بیاقوتش کند میل

که دایم آب خواهم طبع محرور

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زیبایی‌های محبوبش سخن می‌گوید و تأثیر نورانی او بر دل و جانش را توصیف می‌کند. او با اشاره به اینکه چهره محبوبش همچون نوری در دل تاریکی‌هاست، نشان می‌دهد که عشق و زیبایی او بر همه چیز سایه افکنده است. شاعر همچنین به نعمت‌های عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که این عشق به وی دستوری از جانب محبوب است. با بیان تمثیلاتی چون بهشت و گلشن، او می‌خواهد نشان دهد که دیدن محبوبش به مانند ورود به بهشتی است. همچنین در آخر بیان می‌کند که علاقه‌اش به محبوب به قدری است که بر روح و جان او تأثیر عمیق گذاشته است.