نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۷ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز لعل عیسویان قصّه مسیحا پرس

ز چین زلف بتان معنی چلیپا پرس

اگر ملامتت از سرگذشت ما نبود

سرشک ما نگر و ماجرای دریا پرس

دل شکسته مجنون ز زلف لیلی جوی

حدیث مستی وامق ز چشم عذرا پرس

بهای یوسف کنعان اگر نمی دانی

عزیز من برو از دیده ی زلیخا پرس

حکایت لب شکر فشان زمن بشنو

حلاوت شکر از طوطی شکرخا پرس

چو هر سخن که صبا نقش می کند با دوست

بیان حسن گل از بلبلان شیدا پرس

کمال طلعت زیبا و لطف منظر خویش

گرت در آینه روشن نگشت از ما پرس

شب دراز بمژگان ستاره می شمرم

ورت زمن نکند باور از ثریا پرس

گهی که از لب لعلت سخن کند خواجو

بیا در آندم و از قصّه مسیحا پرس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصيف عشق و زیبایی و ارتباط آن با داستان‌های معروف عاشقانه و اسطوره‌ای می‌پردازد. شاعر از زبان افرادی مثل مسیح، مجنون، یوسف و زلیخا و دیگر شخصیت‌های ادبی و مذهبی می‌خواهد تا درباره احساسات و تجربیات عاشقانه‌ی خود صحبت کنند. هر بیت با پرسش‌هایی همراه است که گوشزد می‌کند باید از داستان‌ها و تجربیات عاشقانه‌ی گذشته درس بگیریم و به زیبایی‌ها و داستان‌های عاشقانه‌ای که در اطراف ماست توجه کنیم. در نهایت، شاعر با اشاره به خودش و زیبایی‌های عشق، از شنیدن داستان‌ها و قصه‌ها دعوت می‌کند.