نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۵ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سرو را پای بگل می رود از رفتارش

واب شیرین ز عقیق لب شکربارش

راهب دیر که خورشید پرستش خوانند

نیست جز حلقه ی گیسوی بتم زنارش

هرکرا عقل درین راه مربّی باشد

لاجرم در حرم عشق نباشد بارش

قرص خورشید ز روی تو بجائی ماند

ورنه هر روز کجا گرم شود بازارش

سر زلف تو ندانم چه سیه کاری کرد

که بدینگونه تو در پای فکندی کارش

دلم از زلف تو چون یک سر مو خالی نیست

همچو آن سنبل شوریده فرومگذارش

یادگار من دلخسته مسکین با تو

آن دل شیفته حالست نکو میدارش

باغبانرا چه تفاوت کند ار بلبل مست

بسراید سحری بر طرف گلزارش

گوش کن نغمه خواجو که شکر می شکند

طوطی منطق شیرین شکر گفتارش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از حافظ به توصیف عشق و زیبایی می‌پردازد. شاعر با اشاره به سرو و گل، رفتار معشوق را توصیف می‌کند و از تأثیرات عشق بر عقل و دل سخن می‌گوید. او به زیبایی‌های صورت محبوب و زلف‌هایش اشاره کرده و احساسات عمیق خود را نسبت به وی بیان می‌کند. در نهایت، شاعر به قدرت کلام و هنر عشق اشاره می‌کند و به نغمه‌های خوش و لذت‌بخش که از این عشق ناشی می‌شود، تأکید می‌کند. شعر در نهایت به زیبایی و لطافت عشق و هنر می‌پردازد که همچون زبانی شیرین و موزون است.