نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۳ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای خوشه چین سنبل پرچینت سنبله

وی بر قمر ز عنبر تر بسته سلسله

وی تیر چشم مست تو پیوسته در کمان

وی آفتاب روی تو طالع ز سنبله

بازار لاله بشکن و مقدار گل ببر

بر لاله زن گلاله و بر گل فکن کله

در ده شراب روشن و در تیره شب مرا

از عکس جام باده بر افروز مشعله

فصل بهار و موسم نوروز خوش بُود

در سر نوای بلبل و در دست بلبله

گُل جامه چاک کرده و نرگس فتاده مست

وز عندلیب در چمن افتاده غلغله

در وادی فراق چو خواجو قدم زند

از خون دل گیاش بروید ز مرحله

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌های بهار و عشق می‌پردازد. شاعر به خوشه‌چینی سنبل و زیبایی‌های آن اشاره کرده و از زیبایی‌های معشوقه‌اش صحبت می‌کند. او همچنین به لاله‌ها و گل‌ها اشاره کرده و می‌خواهد در این فصل خوش، نوشیدنی شیرینی بنوشد و از شادی و زیبایی‌های طبیعت لذت ببرد. دل‌تنگی و فراق نیز به عنوان بخشی از تجربه انسانی در این شعر مطرح شده که نشاندهنده احساس عمیق شاعر نسبت به عشق و جدایی است.