شمارهٔ ۳۲۳ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دلا تا طلعت سلمی نیابی
بدینی روضه ی عقبی نیابی
ز هستی رونق مستی نبینی
ز توبه لذت تقوی نیابی
درین بتخانه تا صورت پرستی
نشان از عالم معنی نیابی
چو مجنون تا درین حی زنده باشی
طناب خیمه ی لیلی نیابی
عصا تا در کفت ثعبان نگردد
ز چوبی معجزه موسی نیابی
نشان دوست از دشمن چه پرسی
که از خر منطق عیسی نیابی
اگر ملک سلیمان در نبازی
چو سلمان طلعت سلمی نیابی
غلام عشق شو کز مفتی دل
ورای عاشقی فتوی نیابی
چو طفلان گر بنقشی بازمانی
بغیر از صورت مانی نیابی
برو خواجو که از سلطان عشقش
برون از آب چشم اجری نیابی
اگر شعری ز شعری بگذرانی
بشعری رفعت شعری نیابی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفاهیمی چون عشق، حقیقت، و معنویت میپردازد. شاعر میگوید که تا زمانی که به زیبایی و حقیقت عشق دست نیابی، نمیتوانی به زیبایی و معنای واقعی زندگی پی ببری. او اشاره میکند که در دنیای ظاهری و مادی، درک عمیق از معانی باطنی و روحانی ممکن نیست. عشق واقعی فراتر از ظواهر است و تنها با تسلیم شدن به آن میتوان به حقیقت رسید. شاعر همچنین به اهمیت نگاه درونی و رهایی از قیدهای دنیوی میپردازد و بیان میکند که برای رسیدن به قلههای معنوی باید از تعلقات فانی گریخت. در نهایت، او تأکید میکند که عشق راستین، درک عمیقتری از زندگی به ارمغان میآورد که در هیچجا به سادگی یافت نمیشود.