شمارهٔ ۳۲۹ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
خرامنده سروی به رخ گلستانی
فروزنده ماهی به لب دلستانی
بهشتی به رخسار و در حسن حوری
جهانی به خوبی و در لطف جانی
نه حور بهشت از طراوت بهشتی
نه سرو روان از لطافت روانی
به بالا بلندی به یاقوت قندی
به گیسو کمندی به ابرو کمانی
ز مشک ختن بر عذارش غباری
ز شعر سیه بر رخش طیلسانی
در آشفتگی زلفش آشوب شهری
لبش در شکر خنده شور جهانی
به هنگام دل بردن آن چشم جادو
توانائی و خفته چون ناتوانی
چو هندو سر زلفش آتش نشینی
چو کوثر لب لعلش آتش نشانی
سفر کرد خواجو ز درد جدائی
فرو خواند بر دوستان داستانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر وصف زیبایی و جذابیت یک معشوقه است که به طبیعت و بهشت تشبیه شده است. شاعر به وصف ظاهری و ویژگیهای جذاب او میپردازد، از جمله موهای مشکی و حالت چهرهاش که دل را میبرد. با اشاره به لطافت و طراوت این معشوق، شاعر از خواص دلربای او میگوید که شباهت به حورهای بهشتی دارد. در انتها، شاعر از دوری و درد جدایی خود از این معشوق سخن میگوید و به دوستانش داستانهای عشق و دلتنگیاش را نقل میکند.