شمارهٔ ۳۵۶ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای مقیمان درت را عالمی در هر دمی
رهروان راه عشقت هر دمی در عالمی
با کمال قدرتت بر عرصه ی ملک قدم
هر تف آتش خلیلی هر کف خاک آدمی
طور سینا با تجلی جمالت ذره ئی
پور سینا در بیان کبریایت ابکمی
کاف و نون از نسخه ی دیوان حکمت نکته ئی
بحر و کان از موج دریای عطایت شبنمی
از قدم دم چون توانم زد که در راه تو هست
ز اول صبح ازل تا آخر محشر دمی
ای بتیغ ابتلایت هر شکاری شبلئی
وی بمیدان بلایت هر سواری ادهمی
تشنگانرا از تو هر زهری ورای شربتی
خستگانرا از تو هر زخمی بجای مرهمی
رفته هر گامی بعزم طور قربت موسیئی
خورده هر جامی ز دست ساقی شوقت جمی
هر بتی در راهت از روی حقیقت کعبه ئی
هر نمی از ناودان چشم خواجو زمزمی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییها و شگفتیهای عالم عشق و عشق به خدا میپردازد. شاعر به مراتب و جلوههای عالمانه و الهی اشاره میکند و از تاثیرات عشق در زندگی انسانها سخن میگوید. او به قدرت و عظمت الهی و نقش عشق در روح انسانها اشاره میکند و به وضوح نشان میدهد که عشق میتواند به همه جا و هر کسی دسترسی داشته باشد. همچنین شاعر بر اهمیت قرب و نزدیکی به خداوند و اثرات آن بر زندگی انسان تأکید میکند و استفاده از نمادهای مختلف مانند سینا و کعبه برای نشان دادن قرب به حقیقت و زیبایی روحانی را به کار میبرد. در نهایت، شاعر به ارزش عشق و تجلیات آن در زندگی انسانها اشاره کرده و از آن به عنوان منبعی برای شفا و آرامش یاد میکند.