نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۷ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

سقی الله ایام وصل الغوانی

علی غفلة من صروف الزمان

فلمّا مررنا بربع الکواعب

جنانی تَربّع روض الجنان

خوشا طرف بستان و فصل بهاران

رخ دوستان و می دوستگانی

گل و گلشن و نغمه ارغنونی

صباح و صبوح و می ارغوانی

سُلیمی اتت بالحُمیا صبوحاً

و تسقی علی شیم برق یمانی

و فیها نظرتُ و قَد زلّ رجلی

و فی زلّة الرجل مالی یدان

گلی بود نورسته از باغ خوبی

ولی ایمن از تندباد خزانی

چو مه در به غلطاق گلریز چرخی

چو خورشید در قرطهٔ آسمانی

تغنّی الحمامة فی جُنح لیلٍ

و تَحکی الصباحسن صوت الاغانی

اشّمُ روایح نور الخُزامی

واصبوا الی الرند و الاقحوان

روان برفشان خواجو از آنک شعرت

ببرد آب آب حیات از روانی

غنیمت شمر عیش را با جوانان

که چون شد دگر بازناید جوانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و لذت‌های جوانی و عشق می‌پردازد. شاعر با یادآوری روزهای وصال و شادابی زندگی جوانان، حسرت زمان‌های گذشته را می‌کشد. او به وصف بهار، بستان، دوستان و می‌گساری می‌پردازد و فضایی سرشار از زیبایی و طراوت را ترسیم می‌کند. شاعر از گل‌ها و باغ‌ها می‌گوید و به توصیف لحظات دلنشینی که در کنار دوستان سپری کرده، می‌پردازد. او به تأثیر زیبایی‌های طبیعی بر روح و روان اشاره می‌کند و از نغمه‌های خوش و عطر گل‌ها لذت می‌برد. در نهایت، شاعر بر اهمیت قدر دانستن لحظات شاد و جوانی تأکید می‌کند، زیرا جوانی به سرعت می‌گذرد و نمی‌توان آن را دوباره بازگرداند. این شعر در مجموع به انسان یادآوری می‌کند که باید از زندگی و زیبایی‌های آن بهره‌مند شود.