نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۸ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

أرّوض الخُلدام مغنی الغوانی

أضوء الخَدِ أم برقٌ یمانی

رخت از آفتاب عالم‌افروز

درفشان در نقاب آسمانی

خدود الغید تحت الصُدغ ضاهت

حَدایق طُرّزَت بالضمیران

چو آن هندو ندیدم هیچ کافر

سِزاوار بهشت جاودانی

نَشُقّ الجَیبَ مِن نشر الخرامی

نحط الرجل فی ربع الغوانی

چه باشد گر دمی در منزل دوست

برآساید غریبی کاروانی

أری فی وجنتیها کُلّ یومٍ

جنانی طارّ فی روض الجنان

نباشد شکّری را این حلاوت

نباشد صورتی را این معانی

یغرّد فی المغار یدالمُغنّی

سلام اللهِ ما تلی المثانی

ز خواجو بگذران جامی که مست است

ز چشم ساقی و لحن اغانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی‌ها و جذابیت‌های عشق می‌پردازد. شاعر با توصیف چهره‌ای زیبا و دل‌انگیز، از حس شادی و نشاط در کنار معشوق صحبت می‌کند. او به بهشت و زیبایی‌های آن اشاره می‌کند و می‌گوید که دیدن چهره‌ی معشوق همچون بهشت است. همچنین، شعر بر احساس تنهایی و آرزوی وصال تأکید دارد و از لذت‌های عشق و شادی‌هایی که در کنار معشوق تجربه می‌کند، می‌گوید. در نهایت، شاعر از نوشیدنی و موسیقی عشق نیز یاد می‌کند که به او حالتی مستی می‌دهد.