نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۶ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

یا باری البرایا یا ذاری الّذراری

یا راعی الرعایا مُجری الجواری

سلطان بی‌وزیری دیان بی‌نظیری

قهّار سختگیری ستّار بردباری

روق الغصون صنعاً زینّت کالغوانی

ورق الطیور شوقاً توجّت کالقماری

سرو از تو در تمایل در کلّه ربیعی

مرغ از تو در ترنّم بر سرو جویباری

یا واهب العطایا یا دافع البلایا

یا غافر الخطایا یا مسری السواری

عکسی فکنده نورت بر شمع آسمانی

بویی نهاده لطفت در نافهٔ تتاری

ذخر القروم تجبی من سبیک السّبایا

لبس الجنان تکسوامن برّک البراری

از نار نور بخشی وز باد عطر سایی

وز خاک زر فشانی وز آب گوهر آری

اعلیت کلّ یومٍ عند الصباح نوراً

نقعُ الظلام جلی من غرّة النهاری

خواجو به تحفه پیشت نزلی دگر نیارد

جز حسرت و ندامت جز جرم و شرمساری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زبان فارسی، دعایی است به درگاه خداوند. شاعر از صفات و ویژگی‌های الهی سخن می‌گوید و درخواست‌هایی از خداوند دارد. او از خداوند به عنوان بخشنده و نجات‌دهنده یاد می‌کند و به زیبایی و نیکی‌های آفرینش اشاره می‌کند. شاعر همچنین حالتی از عجز و ندامت را نسبت به گذشته‌اش ابراز می‌کند و از خداوند طلب رحمت و بخشش می‌کند. در کلیت، شعر به ستایش خداوند و درخواست کمک و رحمت از او اختصاص دارد.