شمارهٔ ۶۹ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای پیک صبا حال پریچهره ی ما چیست
وی مرغ سلیمان خبر آخر ز سبا چیست
در سلسله ی زلف سراسیمه ی لیلی
حال دل مجنون پراکنده ی ما چیست
بر خاک رهش سر بنهادیم ولیکن
سلطان خبرش نیست که احوال گدا چیست
با آنکه طبیب دل ریشست بگوئید
کز درد بمردیم بفرما که دوا چیست
گر زانک نرنجیده ئی از ما بخطائی
چین در خم ابروی توای ترک ختا چیست
چون دل ز پیت رفت و خطا کرد سزا یافت
دزدیده اگر دیده ترا دید سزا چیست
گر تیغ زنی ور بنوازی بمرادت
دادیم رضا تا پس ازین حکم قضا چیست
دی نرگست از عربده می گفت که خواجو
کام دل یکتای تو زان زلف دو تا چیست
در حضرت سلطان چمن چون همه بادست
چندین همه آمد شدن پیک صبا چیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در قالب سوالاتی از حال و وضعیت عاشق و معشوق سروده شده است. شاعر از پیک صبا میخواهد تا حال پریچهرهی خود را بگوید و از مرغ سلیمان میپرسد که خبر از سبا چیست. او به درد دل مجنون اشاره میکند و میگوید باوجود اینکه سر بر خاک لیلی نهادیم، سلطان از حال گدا بیخبر است. شاعر از طبیب دل میخواهد بگوید که درمان دردشان چیست و اگر معشوق از خطایی نرنجیده باشد، پس چینهای ابروی او چه معنا دارد. او به عواطف عاشقانهاش اشاره میکند و میپرسد که اگر معشوق تیغ به دلش بزند یا محبت کند، حکم قضا چیست. در نهایت، شاعر با نرگس صحبت میکند و از حال کام دل او میپرسد و میگوید که در محضر سلطان، پیک صبا چه معنی دارد.