نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

جانم از غم بلب رسیده ی تست

دلم از دیده خون چکیده ی تست

راستی را قد خمیده ی من

نقشی از ابروی خمیده ی تست

طوطی جانم از پی شکرت

ز آشیان بدن پریده ی تست

با لب لعل روح پرور تو

جوهر روح پروریده ی تست

شاید ار سر نهند سرداران

پیش رویت که برکشیده ی تست

دل شوریدگان بی آرام

در سر زلف آرمیده ی تست

دیده نادیده می کنی و مرا

دیده پیوسته در دو دیده ی تست

بنده را کو بزر کنند بها

بی بها بنده زر خریده ی تست

دل خواجو بجان رسید و مرا

جان غمگین بلب رسیده ی تست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و غمناک شاعر می‌پردازد. شاعر از غم و اشتیاق شدید خود برای معشوق سخن می‌گوید و به زیبایی‌های او اشاره می‌کند. او از درد و رنجی که در اثر دوری از معشوق احساس می‌کند، سخن می‌گوید و به وضوح به ارتباط عاطفی عمیق خود اشاره دارد. شاعر همچنین به بی‌معنایی و بی‌ارزشی خود در مقابل عشق اشاره می‌کند و به تمایل معشوق برای نادیده گرفتن او اشاره دارد. به طور کلی، این شعر نمایانگر درد و شگفتی‌های عشق است.