شمارهٔ ۹۵ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن ترک پریچهره مگر لعبت چینست
یا ماه شب چارده بر روی زمینست
در ابر سیه شعشعه ی بدر منیرست
یا در شکن کاکل او نور جبینست
آن ماه تمامست که بر گوشه بامست
یا شاه سپهرست که بر چرخ برینست
گویند که زیباست بغایت مه نخشب
لیکن نتوان گفت که زیباتر از اینست
آن لعل گهرپوش مگر چشمه ی نوشست
یا درج عقیقست که بر دُرَّ ثمینست
هر چند نمک چون شکرت شور جهانیست
لیکن لب لعلت نمکی بس شکرینست
این نکهت مشکین نفس باد بهارست
یا چین سر زلف تو یا نافه ی چینست
بالای بلندت که ازو کار تو بالاست
بالاش نگویم که بلای دل و دینست
خواجو اگرش تیغ زنی روی نپیچد
زیرا که تو سلطانی و او ملک یمینست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جاذبهی یک دختر با ویژگیهای خاص است. شاعر در توصیف او میگوید که آیا او مانند یک پری زیباست یا مانند ماه شب چهاردهم بر روی زمین میدرخشد. او زیبایی این دختر را با زیباییهای دیگر مقایسه میکند، از جمله ماه تمام و مهر نخشب، و از اینکه هیچ چیز نمیتواند به زیبایی او برسد، سخن میگوید. همچنین، شاعر به لبهای لعل او و عطر مشکین او اشاره دارد و در نهایت به بلندی او که بر دل و دین او تأثیر میگذارد، اشاره میکند. شعر به ستایش جاودانگی و زیبایی این دختر میپردازد و نشان میدهد که او یک سلطنت خاص را داراست.