شمارهٔ ۱۰ - کتب علی کتابه مغتسل خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
الا ای عین آب زندگانی
منوّر از تو چشم کامرانی
ترا آب روان گفتن روا نیست
که می بینم که خود عین روانی
اگر خضر از تو یک شربت بنوشد
بشوید دست از آب زندگانی
بود روشن که هستی حوض کوثر
چرا کاندر بهشت جاودانی
بری ز اسیب نکبات زمینی
مصون از نکبت دور زمانی
لبت فرسوده از روی تعطّش
بلب آتش رخسان آسمانی
ترا خواند خرد گردون عاشر
ترا گوید فلک خورشید ثانی
اگر فخر آوری بر چشمه ی مهر
سزد چون مشرب قطب جهانی
قوام کن فکان شمس المعالی
امام انس و جان بحر المعانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش عشق و زندگی و اهمیت وجود معشوق میپردازد. شاعر از عشق به عنوان "عین آب زندگانی" یاد میکند و آن را مرکز امید و کامروایی میداند. معشوق در این شعر به قدری با ارزش است که حتی آبهای زندگیبخش را تحتالشعاع قرار میدهد. شاعر همچنین به ویژگیهای معشوق اشاره میکند که از آسیبهای زمینی و زمانه محفوظ است. او به زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و او را همچون خورشید محبوب میداند. در نهایت، شاعر از معشوق به عنوان قوامدهندهی هستی و دریای معانی یاد میکند و او را شایستهی فخر و ستایش میداند.