نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۹ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عاقلان کی دل بدست زلف دلداران دهند

نقره داران چون نشان زر بطرّاران دهند

مگذر از یاران که در هنگام کار افتادگی

واجب آن باشد که یاران یاری یاران دهند

گر بدردی باز ماندی دل ز درمان برمگیر

ساقیان اول قدح دُردی بخمّاران دهند

خون دل می خور که هم روزی رسانندت بکام

پادشاهان روز کین خلعت بخونخواران دهند

وقت را فرصت شمر زیرا که هنگام صبوح

مست چون در خواب باشد می بهشیاران دهند

گر درین معنی درستی درد را درمان شمر

مشفقان از بیم جان دارو و بیماران دهند

خیز و خواجو را چو کار از دست شد کاری بر آر

روز محنت کار داران دل ببیکاران دهند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان نکاتی درباره دوستی و حمایت در زمان سختی‌ها می‌پردازد. او می‌گوید عاقل‌ها نباید دل خود را به زلف معشوق سپارند و کسانی که مال و ثروت دارند باید در زمان گرفتاری به دیگران کمک کنند. همچنین، در زمان درد باید امید به درمان داشت و کسانی که در چنین وضعیتی هستند، باید به یاری یکدیگر بشتابند. شاعر اشاره می‌کند که در زندگی با مشکلات و محنت‌ها مواجه می‌شویم و در این مواقع، همدلی و یاری کردن معنی واقعی دوستی را نشان می‌دهد. در نهایت، او دعوت به تلاش و ایستادگی در برابر سختی‌ها می‌کند و می‌فهماند که باید از فرصت‌ها بهره‌برداری کرد.