شمارهٔ ۱۱۹ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
اهل تحقیق چو در کوی خرابات آیند
از ره میکده بر بام سماوات آیند
تا ببینند مگر نور تجلّی جمال
همچو موسی ار نی گوی بمیقات آیند
گر کرامت نشمارند می و مستی را
از چه در معرض ارباب کرامات آیند
بر سر کوی خرابات خراب اولیتر
زانک از بهر خرابی بخرابات آیند
پارسایان که می و میکده را نفی کنند
گر بنوشند مئی جمله در اثبات آیند
ورچو من محرم اسرار خرابات شوند
فارغ از صومعه و زهد و عبادات آیند
بدواخانه ی الطاف خداوند کرم
دردمندان تمنّای مداوات آیند
تشنگان آب اگر از چشمه ی حیوان جویند
فرض عینست که چون خضر بظلمات آیند
اسب اگر بر سر خواجو بدواند رسدش
آنک شاهان جهان پیش رخش مات آیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به بررسی مفهوم عشق و جستجوی حقیقت در زندگی میپردازد. شاعر اشاره میکند که افرادی که به دنبال حقیقت هستند، به میکده و خرابات میآیند تا از نور تجلی جمال الهی بهرهمند شوند، همانطور که موسی به میقات رفت. او به کرامت و می مستی اشاره میکند و میگوید حتی اگر این امور را نادیده بگیرند، باز هم به دنبال آنها هستند. همچنین، اشاره به تسلیم شدن و فارغ شدن از زهد و عبادات در این مسیر وجود دارد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که انسانهای نیازمند و تشنه حقیقت باید به سمت لطائف الهی حرکت کنند، و در این طریق، نظیر خضر به دنیای تاریک میآیند. اشعار به نوعی دعوت به درک عمیقتر از زندگی و دوری از ظواهر میباشد.