نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۷ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

در چمن دوش ببوی تو گذر می کردم

قدح لاله پر از خون جگر می کردم

پای سرو از هوس قدّ تو می بوسیدم

در گل از حسرت روی تو نظر می کردم

سخن طوطی خطّت بچمن می گفتم

نسبت پسته تنگت بشکر می کردم

چشم نرگس بخیال نظرت می دیدم

وانگه از ناوک چشم تو حذر می کردم

چون صبا سلسله ی سنبل تر می افشاند

یاد آن گیسوی چون عنبر تر می کردم

هر زمانم که نظر بر رخ گل می افتاد

صفت روی تو با مرغ سحر می کردم

چون کمانخانه ی ابروی تو می کردم یاد

تیر آه از سپر چرخ بدر می کردم

مشعل مه بدم سرد فرو می کشتم

شمع خاور ز دل سوخته بر می کردم

چون فغان دل خواجو بفلک بر می شد

کار دل همچو فلک زیر و زبر می کردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر احساسات عاشقانه و سرشار از حسرت خود را به تصویر می‌کشد. او به یاد معشوق خود در چمن می‌گذرد و با استفاده از نمادهایی مانند لاله، سرو و گل، زیبایی و عشق را توصیف می‌کند. شاعر به وصف قد و قیافه معشوق می‌پردازد و احساساتش را نسبت به او با تصویری شاعرانه بیان می‌کند. هر لحظه که به زیبایی‌های طبیعت می‌نگرد، یاد معشوق و زیبایی‌اش در ذهنش زنده می‌شود. در نهایت، این احساسات او را به فریاد و ناله می‌کشاند و نشان‌دهنده عمق عشق و دلتنگی اوست.