شمارهٔ ۱۸۲ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
اشارت کرده بودی تا بیایم
بگو چون بی سر و بی پا بیایم
من شوریده دل را از ضعیفی
ندانی باز اگر فردا بیابم
گرم رانی بگو تا بازگردم
وگر خوانی بفرما تا بیایم
بهر منزل که فرمائی بدیده
چه جابلقا چه جابلسا بیابم
اگر برفست و گر باران نترسم
اگر با دست و گر سرما بیایم
اگر خواهی که با تن ها نباشم
نه با تن ها من تنها بیابم
وگر گوئی بیا تا قعر دریا
ز بهر لؤلؤ لالا بیایم
بدان جائی که گوهر می توان یافت
اگر کوهست و گر دریا بیایم
ایا کوی تو منزلگاه خواجو
چه فرمائی نیایم یا بیایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به معشوقش اشاره میکند و از او میپرسد که آیا باید بیخبر و بیمقدمه به دیدارش بیاید. او میگوید که اگر معشوق بگوید که بیاید، حتماً میآید، حتی اگر شرایط سختی مانند برف و باران یا سرما وجود داشته باشد. شاعر به نوعی از عشق و ارادتش به معشوق و همچنین از آمادگیاش برای پیمودن هر مسیری، حتی در دریا یا کوه، سخن میگوید. نهایتاً از معشوق میپرسد که آیا باید بیاید یا نه، نشاندهندهی تعهد و علاقهاش به اوست.