شمارهٔ ۲۲۶ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نه درد عشق می یارم نهفتن
نه ترک عشق می یارم گرفتن
نگردد مهر دل در سینه پنهان
بگل خورشید چون شاید نهفتن
غربیست از کسانی کاشنایند
حدیث خویش با بیگانه گفتن
اگر فرّاش دیری فرض عینست
بمژگانت در میخانه رفتن
بگو با نرگس میگون که پیوست
نشاید مست در محراب خفتن
بود کارم بیاد دُرج لعلت
بالماس زبان دُردانه سفتن
مقیمان در میخانه خواجو
چه حاجتشان بکوی کعبه رفتن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسات خود درباره عشق و معشوق میپردازد. او از درد و رنج عشق صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که هیچگاه نمیتواند عشق را در دل خود پنهان کند، زیرا مانند خورشید نمیتواند مستور باشد. شاعر همچنین به انتقاد از افرادی میپردازد که در دل درد عشق را چنان بیان میکنند که گویی با بیگانهای سخن میگویند و میافزاید که نمیتوان در میخانه و در حالی که مست هستی به عبادت و نوکری خدا مشغول بود. در نهایت، او به زندگی در میخانه و دوری از مکانهای مقدس اشاره میکند و این نکته را مطرح میکند که شاید دیگر نیازی به رفتن به کعبه نداشته باشند.