نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۵ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای سنبله ی زلف تو خرمن زده بر ماه

وی روی من از مهر تو طعنه زده بر کاه

خورشید جهانتاب تو از شب شده طالع

هندوی رسن باز تو برمه زده خرگاه

افعی تو در حلقه و جادوی تو در خواب

خورشید تو در عقرب و پروین تو بر ماه

صورت نتوان بست چنین موی میانی

بر موی کمر بسته و مو تا بکمر گاه

ساقی بعقیق شکری می خورم خون

مطرب به نوای سحری می زندم راه

در سلسله ی زلف رسن تاب تو پیچم

باشد که دل خسته برون آورم از چاه

همچون دل من هست پرشیان و گرفتار

در شست سر زلف گرهگیر تو پنجاه

آئینه رخسار تو زنگار برآورد

از بسکه برآمد ز دل سوختگان آه

خواجو نبرده ره بسرا پرده ی وصلت

درویش کجا خیمه زند در حرم شاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری شاعرانه، زلف معشوق را به خرمنی که بر ماه افتاده تشبیه می‌کند و بر زیبایی چهره‌اش تأکید می‌کند. همچنین به تأثیر روشنایی خورشید و شب بر عشق و احساساتش اشاره می‌کند. شاعر به تنهایی و غم دلش اشاره می‌کند و سعی دارد از این حالت رهایی یابد. در نهایت، ابراز می‌کند که دسترسی به معشوق برای او دشوار است و او همچنان در جستجوی وصال معشوق باقی می‌ماند.