شمارهٔ ۷۷ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا درد نیابند دوا را نشناسند
تا رنج نبینند شفا را نشناسند
آنها که چو ما ماهی این بحر نگردند
شک نیست که ماهیت ما را نشناسند
با عشق و هوا برگ و نوا راست نیاید
خاموش که عشّاق نوا را نشناسند
منصور بقا از گذر دار فنا یافت
ناگشته فنا دار بقا را نشناسند
تا معتکفان حرم کعبه ی وحدت
خود را نشناسند خدا را نشناسند
یاران وفادار جفا را نپسندند
خوبان جفا کار وفا را نشناسند
آنها که ندارند نم چشم و غم دل
خاصیت این آب و هوا را نشناسند
با عشق تو زیبائی خوبان ننماید
با پرتو خورشید سها را نشناسند
خواجو چه عجب باشد ارش کس نشناسد
شاهان جهاندار گدا را نشناسند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان این نکته میپردازد که برای درک و شناخت چیزهای ارزشمند و زیبا، ابتدا باید تجربه درد و رنج را چشید. شاعر به این باور است که کسانی که در عمق زندگی غامض نشوند، قادر به درک ماهیت واقعی و زیباییها نیستند. عشق، وفا و خدا نیز از این قاعده مستثنی نیستند؛ بدون شناخت خود و تجربههای عمیق، انسان ها نمیتوانند به درستی این مفاهیم را درک کنند. در نهایت، شاعر اشاره میکند که حتی سلطنت و قدرت در برابر ندیدگاهها و نادانیها بیمعنا هستند.