شمارهٔ ۹۸ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هم عفی الله نی که ما را مرحبائی می زند
عارفانرا در سراندازی صلائی می زند
آشنایانرا ز بیخویشی نشانی می دهد
بینوایانرا ز بی برگی نوائی می زند
اهل معنی را که از صورت تبرّا کرده اند
هر نفس در عالم معنی ندائی می زند
می سراید همچو مرغان سرائی وز نفس
هر دم آتش همچو باد اندر سرائی می زند
همچونی گر در سماعت خرقه بازی آرزوست
دامن آنکس بچنگ آور که نائی می زند
یکنفس با او بساز ار ره بجائی می بری
همدم او باش کو هم دم ز جائی می زند
گر نئی بیگانه خواجو حال خویش از نی شنو
زانک آن دلخسته هم دم ز آشنائی می زند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بیان حال و هوای عارفان و ارتباط آنها با عالم معنوی میپردازد. در این شعر، شاعر به وصف عواطف عارفان و تأثیرات معنویاشان میپردازد و اینکه چطور آنها از بیهویتی و کمرمق بودن، به آگاهی و روشنی دست مییابند. شاعر اشاره میکند که این عارفان با هر نفسی که میکشند، نغمهای از عالم معنا سر میدهند و در حقیقت، دعوتی به دوستبودن و همدمی با آنها را مطرح میکند. همچنین به جایگاه نی (دود) و موسیقی به عنوان نشانههایی از ارتباط با عالم بالاتر اشاره میکند. در نهایت، توصیه میشود که کسانی که بیگانه هستند، حال خود را از نواهای نی بشنوند و با عارفان آشنا شوند.