نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۷ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نی ز دود دل پر آتش ما می نالد

تو مپندار که از باد هوا می نالد

عندلیبیست که در باغ نوا می سازد

خوش سرائیست که در پرده سرا می نالد

بیزبانست و ندانم که کرا می خواند

در فغانست و ندانم که چرا می نالد

من دلخسته اگر زانک ز دل می نالم

باری آن خسته ی بیدل ز کجا می نالد

می فتد هر نفسی آتشم اندر دل ریش

بسکه آن غمزده ی بی سر و پا می نالد

می زنندش نتواند که ننالد نفسی

زخم دارد نه بتزویر و ریا می نالد

بسکه راه دل ارباب حقیقت زده است

ظاهر آنست که در راه خدا می نالد

نه دل خسته که یکدم ز هوا خالی نیست

هرکرا می نگرم هم ز هوا می نالد

هیچکس همدم ما نیست بجز نی و او نیز

چون بدیدیم هم از صحبت ما می نالد

ناله و زاری خواجو اگر از بی برگیست

او چه دیدست که هر دم زنوا می نالد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالتی از دل‌نگرانی، غم و اندوه پرداخته است. نی، به عنوان نمادی از آتش دل و رنج، ناله می‌کند و گوینده سعی دارد توضیح دهد که این ناله‌ها ناشی از درد درون است و نه صرفاً از باد یا عوامل بیرونی. در باغی که پر از خوشی و نغمه است، عناصری چون عندلیب و خوش‌سرایی وجود دارند که در عین حال از غم و درد فراق می‌نالند. گوینده در تلاش است تا احساسات عمیق خود را توصیف کند و نشان دهد که در زندگی هیچکس جز نی، همدمی همراه ندارد. همچنین، این ناله‌ها به حقیقت زندگی و واقعیت‌های عمیق‌تری اشاره دارند که فراتر از ظواهر بوده و نشان‌دهندهٔ جستجوی معنایی عمیق‌تر در میان زخم‌ها و رنج‌های روحی شخصیت‌هاست. در نهایت، این شعر تصویری از تنهایی و اندوه عمیق انسانی را به تصویر می‌کشد.