نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۳ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

گفتم چه خورم در طلبت گفت که خون

گفتم چه بود حال دلم گفت جنون

گفتم که مرا کی بکشی گفت کنون

گفتم که ز دستت بجهم گفت که چون

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر به عشق و حال و هوای عاشقانه خود اشاره می‌کند. او از معشوق می‌پرسد که چه بخورد تا دلش آرام شود و معشوق جواب می‌دهد که باید خون بخورد. شاعر از حال دلش می‌پرسد و معشوق می‌گوید که حالش دیوانگی است. سپس شاعر می‌پرسد کی او را خواهد کشت و معشوق با تأکید می‌گوید که در همین لحظه. در نهایت، شاعر می‌پرسد از دست کی فرار کند و معشوق به طعنه می‌گوید که نمی‌داند چگونه. این گفت‌وگو نشان‌دهنده عمق احساسات و پیچیدگی‌های عشق است.