نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۳ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

گفتم جانم گفت بمیر ار مردی

گفتم مردم گفت که نیکو کردی

گفتم چشمم گفت که بس بی آبی

گفتم نفسم گفت مکن دم سردی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، گوینده با وجود مشکلات و دردهایی که دارد، به گفتگویی با جان، چشم و نفس خود می‌پردازد. جان از او می‌خواهد که اگر مرد است، بمیرد، و وقتی او می‌گوید که مرده، جان تأیید می‌کند که کار خوبی کرده است. چشم به کم‌آبی خود اشاره می‌کند و نفس نیز او را از سردی و عدم فعالیت می‌ترساند. به طور کلی، این شعر نشان‌دهندهٔ درگیری‌های داخلی و احساسات عمیق انسانی است.