شمارهٔ ۳۱ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
گفتم سخنت گفت مگو کم یادست
گفتم عهدت گفت بروکان با دست
گفتم کارم چو زلفت افتد در پای
در تاب شد و گفت چنین افتادست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، گوینده با معشوق خود گفتگو میکند. او ابتدا به بیان احساسات و مشکلاتش میپردازد، اما معشوق به او میگوید که صحبت کردن درباره این مسائل فایدهای ندارد. گوینده سپس به یادآوری عهد و پیمانها میپردازد، اما معشوق او را به رفتن و رها کردن آن عهدها دعوت میکند. در نهایت، او اشاره میکند که اگر مشکلی به وجود آید، مانند زلفی که پای او را میگیرد، او با این وضعیت کنار خواهد آمد. این اشعار بیانگر پیچیدگیهای عشق و رابطهها هستند.