نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۶ - مناظره کردن سام با پریدخت خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

به زلف تو تا سر درآورده‌ام

به آشفتگی سر برآورده‌ام

ز موی میان تو موئی شدم

ز مشک تو قانع به بوئی شدم

ضعیفی که افگندیش در کمند

گرش می‌کشی در به رویش مبند

غریبی که امیدش از خان تست

درش باز کن زان که مهمان تست

کریمان کسی را که مهمان کنند

دلش را نشاید که رنجان کنند

ترا گرچه نیروی سرپنجه است

به خون ضعیفان میالای دست

به کویت ز روی نیاز آمدم

به بویت ز راه دراز آمدم

درم باز کن تا کشم در برت

اگرنه بمیرم ز غم بر درت

دلم باز کش تا جفایت کشم

مکش سر که در زیر پایت کشم

شکر لب لب درفشان برگشود

به شیرین زبانی زبان برگشود

که شاها سرت سبز و رخ لعل باد

سمند ترا ماه نو نعل باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیان‌کننده‌ی عواطف عاشقانه و ناامیدی یک عاشق است که به معشوق خود ابراز عشق و نیاز می‌کند. عاشق از زلف و بوی معشوق سخن می‌گوید و به حالت ضعف و بی‌پناهی خود اشاره می‌کند. او از معشوق می‌خواهد که در را به روی او باز کند و او را در آغوش گیرد تا از درد فراق رهایی یابد. همچنین عاشق از اهمیت مهمان‌نوازی کریمان سخن می‌گوید و تاکید می‌کند که نمی‌توانند مهمان را رنج بدهند. نهایتاً، او با شکرگذاری از زیبایی‌های معشوق و ویژگی‌هایش از او درخواست نزدیکی و محبت دارد.