غزل شماره ۳۷ خالد نقشبندی
خالد نقشبندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خدایا جز تو ما را نیست حافظ
گدا تا پادشا را کیست حافظ
به محنت خانه غربت شب و روز
غریب بی نوا را کیست حافظ
شب تاریک و بی ره در بیابان
من بی رهنما را کیست حافظ
ز موج قلزم زخار خونخوار
خدا را، ناخدا را کیست حافظ
ز دست اندازی شیطان سرکش
من بی دست و پا را کیست حافظ
نباشد رهنما گر لطف عامش
تو میگو خالدا خود کیست حافظ؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از خداوند درخواست میکند که تنها و بییاورانش را در تحمل سختیها و مشکلات زندگی کمک کند. او به وضعیت انسانی که در غربت و تنهایی قرار دارد اشاره میکند و از خداوند میخواهد که راهنمایی برای او باشد. شاعر در قالب پرسشهایی به دنبال یافتن حامی و پشتیبان در برابر چالشهاست و نشان میدهد که بیکمک الهی، انسان تنها و آسیبپذیر است. این شعر به انزوای انسانی و نیاز او به راهنما و پشتیبانی اشاره دارد.