غزل شماره ۴ خالد نقشبندی
خالد نقشبندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
جز تو سرمایه جان نیست مرا
بی تو سودای جنان نیست مرا
کی کنم قول کسی در حق تو
گوش جز تو به جهان نیست مرا
گر شوم از سو کوی تو جدا
غیر فریاد و فغان نیست مرا
بی وصالت که جز او مایه عیش
نیست شادی به روان، نیست مرا
به وفای تو که تا روز وفات
جز وفا از تو گمان نیست مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساس عمیق عشق و وابستگی به محبوب میپردازد. شاعر بیان میکند که هیچ چیز جز محبوب برای او ارزش ندارد و زندگی بدون او برایش بیمعنا است. او به وفا و تعهد به محبوبش اشاره میکند و میگوید که حتی در صورت جدایی، تنها فریاد و ناله از او برمیآید. در کل، این شعر حس ناامیدی و اشتیاق شدید به عشق را منتقل میکند.