نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شماره ۴۱ خالد نقشبندی

خالد نقشبندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

الا ای جامه صبر از غمت چاک

ترحم، قددنت للموت مرضاک

تو رفتی، لشکر جان‌هات در پی

فیاطوبی لروح کان یلقاک

به فرقم پای استغنا نهادی

بلندم ساختی الله ابقاک

به سوگند و عهودت دل نبندم

فان الرب بالاخلاف رباک

به فردوسم مخوان زاهد که بی او

لدی اهل النهی ماطاب طوباک

ز خاک ار لاله سان فردا برآیم

ترانی هکذا حیران سیماک

به مژگان می درد خالد پس از مرگ

تجاه اللحد حتی نال مثواک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره غم و اندوه ناشی از جدایی و مرگ است. شاعر ابتدا از درد و چاک‌هایی که غم محبوبش به دلش وارد کرده صحبت می‌کند و به نوعی به تقدیر و سرنوشت اشاره می‌کند. او به یاد محبوبش، روحی را تجلیل می‌کند که در پی اوست و آرزو می‌کند که از او دیدن کند. شاعر از قدرت و بلندی روح محبوب در زمانی که او در قید حیات بوده صحبت می‌کند و از آن طرف به ناپایداری عهود و سوگندها اشاره دارد. همچنین دلخوری خود را از زاهدانی که بدون عشق واقعی نمی‌توانند به خوشی برسند، بیان می‌کند. شعر در نهایت به تصوری از زندگی پس از مرگ اشاره دارد و دلتنگی و درد جدا شدن را به خوبی منتقل می‌کند.