قطعه شماره ۳۸ خالد نقشبندی
خالد نقشبندی / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
مهجور و زبان بسته و سرگردانم
رنجور و جگر سوخته و حیرانم
از چشم تو چشم التفاتی دارم
گر پای نهی به چشم، جان افشانم
دلداده دیده توام گر قدمی
بر دیده نهی، نثار جان افشانم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر حالتی از عاشقانه و ناتوانی است. شاعر از احساس سرگردانی و رنجی که به خاطر عشقش دارد، صحبت میکند. او امیدوار است که معشوقش توجهی به او داشته باشد و اگر معشوق قدمی به سوی او بردارد، جانش را فدای او خواهد کرد. در کل، احساس عشق و فراق، ناتوانی و آرزو در این اشعار به زیبایی بیان شده است.