نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شماره ۵ خالد نقشبندی

خالد نقشبندی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

آنکه صد فضل بر روان دارد

هر که سودای نام آن دارد

نام نامی او به بیت اخیر

همچو در در صدف مکان دارد

گنج فضل است و معدن عرفان

زیبد ار خالدش نهان دارد

آنچنان جای کرده در دل تنگ

تو مپندار جای جان دارد

خامه در وصف آدمیت او

اخرس است ارچه صد زبان دارد

زلف سربسته از دل عشاق

مرغ پا بسته در میان دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مدح شخصیتی بزرگ و با فضیلت می‌پردازد که در دل‌ها جا دارد و نام او مانند گنجی ارزشمند است. او به فضیلت و عرفان شخص اشاره می‌کند و می‌گوید که وصف کردن ویژگی‌های ایشان با کلمات دشوار است، زیرا عمق و زیبایی وجود او فراتر از آن است که با کلام قابل بیان باشد. همچنین به عشق مردم به این شخصیت اشاره می‌کند که مانند پرنده‌ای در قفسی، دل‌هایشان به او بسته شده است.