نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شماره ۸ خالد نقشبندی

خالد نقشبندی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

برد گل رشک از روی محمد (صلعم)

خویش خون گشته از روی محمد

سپر شد پیش پیکان غم آنکو

نظر دارد بر ابروی محمد

دهد شیرافکنان را خواب خرگوش

شکوه چشم آهوی محمد

ز فردوس برین جا دور دارد

اسیر آن دو جادوی محمد

نگردد بلبل اندر صحن گلشن

ز باد ار بشنود بوی محمد

غنی از سبحه و زنار شد دل

مرا بس خال و گیسوی محمد

نهاده در قدم سروسهی سر

ز شرم سرو دلجوی محمد

نهندت حجر خالد گر ستانی

دو عالم را به یک موی محمد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف جمال و عظمت پیامبر اسلام، محمد (ص) می‌پردازد. شاعر به زیبایی‌های ظاهری و باطنی او اشاره می‌کند و می‌گوید که در برابر چهره‌ی او، دیگر زیبایی‌ها محو می‌شوند. او از پایداری عشق و ارادت به محمد (ص) صحبت کرده و تأکید می‌کند که این عشق می‌تواند دل را غنی کند و انسان را از هر غم و اندوهی دور سازد. در پایان، شاعر به ارزش و مقام محمد (ص) اشاره می‌کند و می‌گوید که اگرچه ممکن است چیزهای دیگری در دنیا ارزشمند باشند، اما هرگز به مقام والای او نمی‌رسند.