قطعه شماره ۶ خالد نقشبندی
خالد نقشبندی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
هزبر بیشه مردی سلیم بن محمود آنکه
به نوک نیزه اش بس عقده واناشده، واشد
ز کینش رزمگه شد دشت چین از بس تن بی جان
تو می گوئی ز جبهه ش قابض الارواح هویدا شد
تمنا داشت پیش شیر شیران داور اعظم
کشد خود را و آخر عمر او در این تمنا شد
بسوی آشیان قدس در پرواز شد جانش
روانش طوطی نرهتگه فردوس اعلی شد
به ماتم داریش آشفته شد شاهنشه ایران
به چشمش روز روشن چون شب تاریک یلدا شد
ز مرگ او بسی آه و دریغا در جهان افتاد
همین تاریخ سال مرگ او آه و دریغا شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دربارهی هزبر بیشه، مردی از سلیم بن محمود، صحبت میکند که در میدان جنگ با دشمنانش مقابله کرد و به شدت تحت تأثیر کینه قرار گرفت. او آرزو داشت که به نزد خدا برود و در نهایت جانش را در این راه از دست داد. مرگ او موجب دلسردی و اندوه بسیار در شاهنشاه ایران شد و دنیای روشن به تاری تبدیل شد. به همین دلیل، سال مرگ او به جشن گریه و اندوه تبدیل گشت.