نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای بی‌خبر از محنت و شاد از الم ما

ما را غم تو کُشت و تو را نیست غم ما

آن کیست که چون شمع نه در آتش و آب است

هرشب ز دم گرم و سرشک ندم ما

مقصود وجود تو و نقش دهن توست

ورنه چه تفاوت ز وجود و عدم ما

تا ما سرِ خود بر قدم دوست نهادیم

دارند جهانی همه سر در قدم ما

چون ماه نو انگشت‌نما گشت خیالی

با آنکه رقیبان بگرفتند کمِ ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد و رنجی صحبت می‌کند که ناشی از عشق است. او به شخصی اشاره می‌کند که از سختی‌های او بی‌خبر است و در عوض، خود را شاد احساس می‌کند. شاعر به شباهت خود به شمع اشاره می‌کند که در حال سوختن است، اما دلیلی برای آن پیدا نمی‌کند. او می‌گوید که وجود و محبوبیت شخص مقابلش برایش اهمیت دارد و اگر این شخص نبود، تفاوتی میان وجود و عدم او نیست. شاعر همچنین به پیوند عمیق خود با معشوقه‌اش اشاره می‌کند و بیان می‌کند که همه عالم در برابر عشق او سر تعظیم دارند. در نهایت، به زیبایی و تمایز عشق در میان رقیبان اشاره می‌کند.