نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا به کی باشد چو نی با ناله دمسازی مرا

سوختم چون عود سعیی کن که بنوازی مرا

تا سرم بر جا بود از پای ننشینم چو شمع

در تبِ غم ز آتش دل گرچه بگدازی مرا

گو بزن تیغم که من قطعاً ندارم سرکشی

با تو می سازم در این ره هرچه می سازی مرا

با سگش تا کی شکایت کردن از من ای رقیب

بی گنه با او چه چندین می دراندازی مرا

گر نه ای گل چون خیالی بلبل باغ توام

شهرت نطق از چه رو شد در خوش آوازی مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر اندوه و درد دل شاعر است که به دلسوزی و همدلی با معشوق دعوت می‌کند. شاعر از سوز دلش همچون عود یاد می‌کند و می‌گوید که در حال سوختن است. او به صبر و تحمل اشاره دارد و از معشوق می‌خواهد که به نواختن او بپردازد. همچنین، به شکایت رقیب اشاره کرده و می‌گوید که بی‌گناهی او را مورد آزار قرار می‌دهد. در نهایت، شاعر از حسرت و آرزوهایش صحبت می‌کند و از محبوبه‌اش می‌پرسد که چرا صدای او در عالم محبوبیت به گوش می‌رسد.