شمارهٔ ۱۲۷ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
تا بر بیاض رویت خطّ سیه برآمد
از نامهٔ محبّان نام گنه برآمد
گو طرّهٔ را مبُر سر اکنون که رخ نمودی
فکر از درازی شب نبوَد چو مه برآمد
زلف سیاهکارت بی جرم تا که را سوخت
کز خان و مانش آخر دود سیه برآمد
سر بر ره تو دارد پیوسته درّ اشکم
ای دولت یتیمی کاو سر به ره برآمد
هر ناوکی که چشمت زد بر دل خیالی
کاری فتاد یعنی بر کارگه برآمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق و تاثیر او بر دل عاشق اشاره دارد. شاعر با توصیف خط سیاه و لطیف بر روی صورت زیبای معشوق، نشان میدهد که عشق و زیبایی او چقدر عمیق و تاثیرگذار است. همچنین، اشارهای به تاریکی شب و روشنایی ماه دارد که نماد روشنی و روشنیبخشی عشق است. شاعر به غم و اندوه خود اشاره میکند و بیان میکند که عشق او به معشوق مانند دودی از دل برمیآید. در نهایت، او بیان میکند که هر نگاهی از سوی معشوق بر دلش اثر میگذارد و زندگیاش را تحت تاثیر قرار میدهد.