شمارهٔ ۱۲۶ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تابِ رویت رونق خورشید عالمتاب برد
خندهٔ لعل تو آب گوهر سیراب برد
از شب زلف تو شد افسانهٔ بختم دراز
نرگس مست تو را در عین مستی خواب برد
گه گهی کردی خیال خواب بر چشمم گذر
چونکه سیل اشک آمد آن گذر را آب برد
هر دلی کز دست تاراج غمت جان برده بود
طرّهٔ طرّار زلفت در شب مهتاب برد
آه از دست جفای زلف تو کاو عاقبت
پنجهٔ بخت خیالی را به بازی تاب برد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و تاثیرات عاشقانه معشوق پرداخته است. شاعر به قدرت جاذبه و تأثیر زلف و لبان معشوق اشاره میکند و میگوید که این زیباییها باعث شدهاند تا دلها و امیدها از دست بروند و زندگیها تحت تأثیر آنها قرار بگیرد. همچنین، شاعر از احساساتی چون غم و حسرت ناشی از جدایی و فراق صحبت میکند و به نوعی حسرت خوابهای از دست رفته را به تصویر میکشد. در نهایت، اشاره به ناپایداری بخت و تقدیر نیز در شعر دیده میشود.