شمارهٔ ۱۳۴ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا به معنی اهل صورت دم ز آب و گل زدند
جان گدازان سکّهٔ محنت به نام دل زدند
در مقام غم چو بزم امتحان آراست عشق
خویش را ارباب دل بر شربت قاتل زدند
ای بسا کشتی که بشکستند سیّاحان راه
تا قدم زاین ورطهٔ خون خوار بر ساحل زدند
آفرین بر راه بینانی که شبهای رحیل
ناغنوده کوس رحلت زاین کهن منزل زدند
اوّل از حرف جنون نام خیالی نقش شد
چون رقم بر نامهٔ رندان لایعقل زدند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان تجربیات و احساسات عمیق انسانی میپردازد. او اشاره میکند که انسانها به خاطر عشق و درد دل، در تلاش برای درک زندگی و زیباییها هستند. عشق در مقام غم و امتحان قرار گرفته و انسانها برای رسیدن به عشق یا جستجوی حقیقت، خود را در معرض خطر قرار میدهند. شاعر همچنین به شکستهای راه سفر و کشتیهایی که از بین رفتهاند اشاره میکند و به روشنی میگوید که دانایی و آگاهی در شبهای تلخ زندگی, باید با شجاعت و دقت صورت گیرد. در نهایت، او به حالت جنونی اشاره میکند که منجر به بروز خیالات و نقشهایی میشود که در ذهن انسانها شکل میگیرد.