نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۸ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا خطت خود را به سودای خطا خواهد کشید

مرغ جان را دل سوی دام بلا خواهد کشید

گفتم از دل بیش از این زلفش مبین در تاب شد

پند من نشنید آخر تا چه ها خواهد کشید

شاید ار خاک رهت گردم چو می دانم که باز

ذرّه سانم مهر رویت بر هوا خواهد کشید

این چنین کز دست هجران پایمال محنتم

عاقبت کار من از غم تا کجا خواهد کشید

باخیال سرو بالایت خیالی عاقبت

چون گل رحمت سر از خاک وفا خواهد کشید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی دلتنگی و غم ناشی از جدایی و عشق بیان شده است. شاعر از آرزوهای نادانسته‌ای سخن می‌گوید که دست و دلش را به سوی بلا می‌کشاند. او به دیگران هشدار می‌دهد که از زیبایی‌ها غافل نشوند و به عواقب آن فکر کنند. همچنین شاعر امیدوار است که حتی اگر به خاک پای محبوب بیفتد، عشق او همچنان در دلش زنده خواهد ماند و سرانجام بر مشکلات غلبه خواهد کرد. در نهایت، او تصریح می‌کند که عشق و محبت همیشه بر دل می‌نشیند و گمشده‌اش را به یاد خواهد داشت.