شمارهٔ ۱۴۳ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا ز عشق اهل نظر آیینهای برساختند
دوست را هریک به قدر دید خود بشناختند
در مقامر خانهٔ وحدت که کوی نیستی ست
عاشقان در داو اول خویش را در باختند
گوشه گیران را از این دولت چه بهتر کز نخست
گوشهٔ خاطر ز مهر غیر او پرداختند
رسم غمّازی گذار ای دل که در راه ادب
اشک را مردم بدین جرم از نظر انداختند
گردن تسلیم نه زیرا که ارباب طرب
چنگ را چون بر سر تسلیم شد بنواختند
عاقبت مسکین خیالی را پریرویان چو عود
سوختند از خامی و رسوای عالم ساختند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات و تجربیات عاشقانه اشاره دارد. شاعر میگوید که اهل نظر با عشق خود آینهای ساختهاند که هر کس به اندازه درک خود از دوست، او را میشناسد. در مکانی که همه چیز به وحدت و نیستی میرسد، عاشقان همه چیز را برای عشق خود فدای میکنند. همچنین هنرمندان و افراد گوشهنشین، از عشق غیر او دل میکنند و بر احتیاط و ادب تأکید میکنند. شاعر به تسلیم در برابر عشق اشاره میکند و میگوید که در نهایت کسی که به عشقش خامی کرد، از زیباییها سوخت و مورد سرزنش قرار گرفت. در کل، شعر به تجارب دلخواه و عاطفی انسانها و درد و رنجی که در این مسیر متحمل میشوند، میپردازد.