نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۳ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

خطت را تا به خون ریزی نشان شد

به شوخی غمزه ات صاحبقران شد

دلی کز فتنهٔ زلفت امان یافت

ز دست محنت و غم در امان شد

شبی اشکم به راهت گرم می رفت

همین کآهسته تر گفتم روان شد

اگر زاین گونه پا بر رو نهد اشک

سبک بر روی ها خواهد گران شد

گذشت از دل سپاه غمزه‌ات تیز

ولی پیش غمت نقد روان شد

خیالی را سر آشفتگی بود

چو درپیچید با زلفت همان شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر احساسات عمیق خود را درباره عشق و دردهای ناشی از آن بیان می‌کند. او به زیبایی و فریبندگی چشمان معشوق اشاره می‌کند که باعث خون‌ریزی دل او شده و او را در دام عشق گرفتار کرده است. شاعر از دل‌هایی که تحت تأثیر زلف‌های معشوق آرام گرفته‌اند باخبر می‌شود، و احساساتی همچون غم و اندوه را به تصویر می‌کشد. همچنین، اشک‌های او در پی معشوق به راه می‌افتند و به عمق تراژدی عشق او اشاره می‌کُنند. در نهایت، شاعر به پیچیدگی و آشفتگی احساساتش در مواجهه با معشوق می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه زیبایی معشوق بر روح و روان او تأثیر گذاشته است.