شمارهٔ ۱۶۹ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
در چمن سبزهٔ سیراب به هرجا که رسید
ماند بربوی خط سبز تو چندان که دمید
آب دوش از هوس عارض و قدّت همه شب
در قدمهای گل و سرو به سر می غلتید
دی گل و لاله همی چید کسی در بستان
چون رخت دید از آنها همه دامن درچید
پیش صاحب نظران در صفت عارض تو
اشک هر نکته که گفت از سخنش آب چکید
ما به خاک در تو راه نبردیم ولیک
اشک هر فکر که می کرد در این باب دوید
گفته ام غیرت مه روی تو را نادیده
تا نگویند خیالی رخ آن مه را دید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی طبیعت و عشق اشاره دارد. شاعر با زبان شاعرانه و تصویری، به وصف زیبایی چمن و گلها میپردازد و در عین حال، احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق و زیباییهای او به تصویر میکشد. تصویرگری از آب و گلها و ارتباط آن با یار، احساس عشق و اشتیاق را در اوج خود نشان میدهد. شاعر در نهایت به این نکته اشاره میکند که در عشق به معشوق، حتی افکار و اشکهایش نیز نشان از محبت و دلبستگی عمیق او دارد.