نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۲ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

راستی را شیوه‌ای کآن سرو قامت می‌کند

گر به قصد سرکشی نبوَد قیامت می‌کند

دوش فکر ماه می‌کردم که جانان رخ نمود

روشنم شد این که اظهار کرامت می‌کند

ناصح ما از هنر بویی ندارد غیر از این

کاو به چندین عیب خود ما را ملامت می‌کند

دل به یاد غمزه‌اش پیوسته بیمار از چه روست

زآن قد و قامت چو کسب استقامت می‌کند

ای خیالی گریه افزون کن که فردا پیش دوست

بیدلان را آب رو اشک ندامت می‌کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و تاثیرگذاری معشوق می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که اگر معشوق قصد بی‌احترامی نداشته باشد، می‌تواند قیامت به پا کند. او همچنین از تفکر در مورد ماهانتش می‌گوید که به ناگهان جانان ظاهر می‌شود و این حضور، موجب روشنایی و درک بیشتر شاعر می‌گردد. ناصح به جای بیان هنر، تنها عیوب دیگران را نکته‌سنجی می‌کند. شاعر به بیماری دلش به خاطر یاد معشوق اشاره دارد و در انتها از خیالی می‌خواهد که با گریه‌اش بر غم دلش بیفزاید، زیرا این اشک‌ها در دیدار با دوست فردا انسان را شرمنده می‌کند.