شمارهٔ ۱۹۳ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
شبی کآن ماه با ما خوش برآید
عجب نبود که روز غم سرآید
درآمد از در و شد خانه روشن
دگر با ما از این در می درآید
مرا تشویش اشک ای دیده بر شد
به کویش بعد از این تا کمتر آید
به آب دیده در دل تخم مهرش
همی کارم ولی با خون برآید
خیالی در فن شوخی محال است
که فرزندی چو او از مادر آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به یاد یک شب زیبا اشاره میکند که با حضور ماه، خوشی و شادابی بر خانه حاکم شد. او درمییابد که این شادی میتواند به زودی به غم تبدیل شود. در این راستا، شاعر از اشکها و دلتنگی خود که بر سر عشقش به آن ماه نورانی ثبت شده، صحبت میکند. او برای کم کردن غمهایش به یاد آن معشوق میافتد و میگوید که گاهی عشق و احساسات عمیق، با اندوه نیز همراه است. شاعر به این نکته اشاره میکند که زیبایی و شیرینی عشق، گاهی اوقات با درد و رنج همراه است و نمیتواند از این واقعیت فرار کند.