نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۴ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

صاحب روی نکو منصب دولت دارد

خاصّه خوبی که نشانی ز مروّت دارد

این همه لطف که در ناصیهٔ خورشید است

ذرّه‌ای نیست ز حسنی که جمالت دارد

گر کسی پیش بتی سجده کند عیب مکن

تو چه دانی که در این سجده چه نیّت دارد

دولت فقر که دیباچهٔ شاهنشاهی ست

بی دلی راست مسلّم که غنیمت دارد

گرچه در خورد نثار تو خیالی را هیچ

نیست در دست، غمی نیست چو همّت دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عظمت و جمال یک شخص خاص است که صاحب مقام و قدرت است. شاعر به زیبایی و خوبی‌های او اشاره می‌کند و می‌گوید که این زیبایی‌ها غیرقابل مقایسه با دیگر نعمت‌هاست. همچنین در مورد سجده و عبادت دیگران مطلبی می‌آورد و از عیب‌جویی بر حذر می‌کند، زیرا ممکن است نیات افراد نیک باشد. در نهایت، شاعر به مفهوم فقر به عنوان یک ثروت روحی اشاره می‌کند و می‌گوید که همت و اراده در برابر غم و اندوه می‌تواند غنیمت باشد.