نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۶ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

صبا به تحفه نسیمی که دلگشای آرد

شمامه‌ای ست که ز آن جعد عطرسای آرد

اگر نه در پس زانوی محنت آرد سر

چگونه پیش برد دل به هرچه رای آرد

دل از لب تو به شکر است و آنچنان مجنون

که چشم داشت که حقّ نمک به جای آرد

وداع کز سر کوی تو درد سر بردیم

رسیم باز به خدمت اگر خدای آرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این چند بیت، صبا به نسیمی تشبیه شده که دل را شاداب می‌کند و به شمامه‌ای اشاره دارد که عطر خوشی را به همراه دارد. شاعر می‌گوید اگر در دل مشکلات و دردها نباشد، چگونه می‌توان به آرزوها رسید؟ دل او از محبت معشوق شیرین است و به شدت مجنونانه عاشق است. همچنین، از وداعی صحبت می‌کند که از کوی معشوق انجام شده و در پایان امید دارد که دوباره به خدمت او برسند.