نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۲ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر ندیدی کز سرای دیده‌ام خون می‌چکد

ساعتی بنشین در او تا بنگری چون می‌چکد

لاله می‌روید به یاد روی لیلی تا به حشر

از زمین، هرجا که آب چشم مجنون می‌چکد

می‌کشد هردم به قصد خون مردم تیغ تاز

ترک چشمت کز سر شمشیر او خون می‌چکد

شبنمی باشد که از برگ گل افتد بر زمین

قطره‌های خون کز آن رخسار گلگون می‌چکد

دم به دم از روچه می‌رانی خیالی اشک را

او بر آب از خانهٔ مردم چو بیرون می‌چکد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تصویرسازی زیبایی از عشق و درد می‌پردازد. او به توصیف احساسی عمیق و غم‌انگیز می‌پردازد که از دل عاشق بیرون می‌آید. درد و رنج عشق را با تصاویری از خون، اشک، و گل‌های لاله به تصویر کشیده است. شاعر به تأثیر عواطفش بر طبیعت اشاره می‌کند و می‌گوید که اشک‌های او همچون قطرات خون بر زمین می‌چکد و عشق و یاد لیلی در وجودش تجلی می‌یابد. این شعر ترکیبی از زیبایی، غم و عشق را به بهترین شیوه نشان می‌دهد.